گروه تبلیغات و بازاریابی دانشگاه تهران

تبلیغات و بازاریابی خلاق,فروش و ارتباطات

کتاب های در دست چاپ:


نویسندگان: مرضیه خویه، محسن نوروزی



کتاب 

از برنامه تا پیاده سازی مدیریت دانش در شرکت

 های نفت، گاز و پتروشیمی


کتاب

 مدیریت دانش در صنعت انرژی هسته ای



کتاب

فنون بازاریابی، فروش و تبلیغات در


یککسب و کار موفق


 


کتاب تجارتم را میلیون دلاری کن


 کتاب راهنمای دختران برای راه اندازی یک 

تجارت میلیون دلاری


+ نوشته شده در  جمعه ششم دی 1392ساعت 12:41  توسط مرضیه خویه  | 

به افکارت عادت نکن!

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اسفند 1389ساعت 20:12  توسط مرضیه خویه  | 

بابای دارا و بابای نادار

بابای دارا و بابای نادار


بابای دارا و بابای نادار

کتاب بابای دارا، بابای نادار یکی از پروفروش ترین کتاب های مدیریتی چند سال اخیر است. نویسندگان کتاب، روش های آموزشی مدارس را برای عصر حاضر مناسب و کافی نمی دانند و معتقدند که مدرسه ها کارمند پرورند و نه کارآفرین پرور، آموزش هایی که برای عصر سازمان های بزرگ و بوروکراتیک مناسب بود، دیگر جوابگوی نیازهای سازمان های پیچیده، شبکه ای و مبتنی بر دانش امروز نیستند و در واقع فرزندان ما را برای دنیایی تربیت می کنند که دیگر وجود ندارد.

پیام اصلی کتاب این است که: برای پول کار نکنید، بگذارید پول برای شما کار کند.

در زیر داستان بابای دارا، بابای نادار به زبان رابرت کیوساکی (یکی از نویسندگان کتاب) به اجمال آمده است.

من دو بابا داشتم، یکی دارا و دیگری نادار. یکی بسیار درس خوانده و زیرک بود، مدرک دکترا داشت و دوره چهار ساله کارشناسی را دوساله گذرانده بود. از سه دانشگاه مدرک معتبر استانفورد، شیکاگو و نورث وسترن با استفاده از بورس کامل، مدرک عالی گرفته بود. اما بابای دیگر هرگز نتوانسته بود کلاس هشتم را هم به پایان برساند.

هر دو مرد سختکوش و در کار و زندگی خود پیروز بودند. درآمد هر دو نفر رضایتبخش بود، ولی یکی از آنان در زمینه مالی پیوسته مشکل داشت. بابای دیگر از ثروتمندترین مردان ایالت هاوایی شد. یکی پس از مرگ، ده ها میلیون دلار برای خانواده و دیگران به ارث گذاشت. در حالی که از دیگری تنها صورتحساب هایی به جا ماند که باید پرداخت شوند.

هر دو به من اندرزهایی دادند، ولی اندرزهای آنها متفاوت بود. هر دو به درس خواندن سخت عقیده داشتند، ولی موضوعات یکسانی را توصیه نمی کردند.

اگر من یک بابا داشتم، ناچار بودم تا اندرزهای او را بپذیرم یا رد کنم. با داشتن دو بابا، این فرصت را یافتم تا دیدگاه های آنان را با هم بسنجم. دیدگاه یک مرد دارا با یک مرد نادار.

از آنجا که من دو پدر اثر گذار داشته ام، از هر دو نفر چیزهایی آموختم. ناچار بودم تا درباره اندرزهای هر کدام بیندیشم و از بررسی تاثیر اندیشه هر کدام بر زندگی اش بینش ارزشمندی پیدا کنم. برای مثال یکی عادت داشت که بگوید از عهده من بر نمی آید. دیگر یاز به کار بردن این واژه ها پرهیز می کرد. به جای آن می گفت: چگونه می توانم از عهده این کار برآیم؟ عبارت نخست، حالت خبری داشت و عبارت دوم جنبه پرسشی. از عهده من بر نمی آید. مغز را از کار می اندازد و عبارت چگونه می توانم از عهده این کار برآیم، مغز را به حرکت و جست و جو وا می دارد.

هر دو آنها بینش مخالفی در اندیشیدن داشتند، یکی فکر می کرد که ثروتمندان باید مالیات بیشتری بپردازند تا هزینه کسانی شود که از امکانات زندگی، بهره کمتری نصیبشان شده است، دیگری می گفت: مالیات ابزار تنبیه کسانی است که بیشتر تولید می کنند و پاداش به آنانی است که تولید نمی کنند.

یکی از آنان توصیه می کرد خوب درس بخوان تا در شرکت معتبری استخدام شوی. دیگری توصیه می کرد، خوب درس بخوان تا بتوانی شرکت ارزشمندی برای خود داشته باشی.

یکی از آنان می گفت دلیل اینکه ثروتمند نشده ام، شما بچه ها هستید و دیگری می گفت دلیل اینکه باید ثروتمند شوم، شما بچه ها هستید.

یکی عقیده داشت خانه ما بزرگترین دارایی خانواده است به عقیده دیگری خانه بزرگترین بدهکاری بود و بر این باور بود هر کس بیشترین درآمدش را در خرید خانه سرمایه گذاری کند، دچار دردسر می شود.

به عقیده یکی دولت یا کارفرما باید نیازهای انسانها را برآورده سازد. او همواره دل نگران اضافه حقوق، طرح بازنشستگی، مزایای بهداشتی و درمانی، مرخصی و دیگر مزایای استخدامی بود و چنین می نمود که تضمین شغلی برای تمام عمر و مزایای ناشی از آن، از خود شغل بااهمیت تر است. اما دیگری به خود اتکایی مالی فراگیر، عقیده داشت و من را از استخدام رسمی مادام العمر در شرکت ها منع می کرد.

یکی به من آموخت که چگونه شرح معرفی خود را بنویسم تا شغل های بهتری بیابم، دیگری چگونگی نوشتن برنامه های پر توان مالی و کسب و کار را یادم داد تا شغل آفرینی کنم.

به راستی انسان ها با اندیشه هایشان زندگی خود را شکل می دهند، دست پرورده دو بابا بودن، به من فرصت داد تا تاثیر اندیشه های هر کدام را در زندگی خودشان ببینم، دریافتیم که به راستی انسان ها با اندیشه های خودشان زندگی را شکل می دهند.

برای مثال بابای نادار پیوسته می گفت: من هرگز ثروتمند نخواهم شد. این پیش بینی هم به حقیقت پیوسته بود. از سوی دیگر، بابای دارا همواره خود را ثروتمند می دید. سخنانی از این دست بر زبان می آورد من یک مرد ثروتمندم. حتی هنگامی که به شکست های مالی بزرگ دچار شده و نزدیک به نابودی بود، خود را همچنان ثروتمند می پنداشت. خود را اینچنین دلگرمی می داد شکست خورده و نادار متفاوتند. شکست گذرا و ناداری همیشگی است.

بابای نادار می گفت: من به پول علاقه مند نیستم. پول چه اهمیتی دارد. بابای دارا پیوسته می گفت: پول قدرت است.

شاید هرگز نتوان قدرت فکر را اندازه گیری کرد یا ستود، ولی برای من از همان زمان جوانی روشن شد که باید در چگونگی معرفی و عرضه خود هوشیار باشم. دریافتم که بابای نادارم به دلیل مقدار پولی که به دست می آورد نادار نبود، بلکه اندیشه ها و عمل او چنین نتیجه ای بار آورده بود، به عنوان یک نوجوان، آگاهانه تصمیم گرفتم تا پیوسته متوجه برگزیدن اندیشه ها باشم. اندرز کدام را آویزه گوش کنم بابای دارا یا بابای نادار؟

هر چند که دو مرد سخت بر لزوم آموزش و یادگیری تاکید داشتند. ولی دیدگاه شان در اینکه چه باید آموخت متفاوت بود. یکی از من می خواست تا خوب درس بخوانم، به درجات تحصیلی بالا برسم و برای پول درآوردن کار کنم و دیگری مرا تشویق می کرد تا برای ثروتمند شدن درس بخوانم. دریابم که چگونه کار می کند و چگونه می توانم آن را به خدمت خود بگیرم. پیوسته می گفت: من برای پول کار نمی کنم، پول برای من کار می کند.

کتاب بابای دارا، بابای نادار، پروفروش ترین کتاب مدیریتی
مترجم: عبدالرضا رضایی نژاد، نشر فرا
منبع: کتاب بابای دارا، بابای نادار

بابای دارا و بابای نادار

منبع: ترازنامه (tarazname com)

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اسفند 1389ساعت 20:3  توسط مرضیه خویه  | 

12 درس طلایی از استیو جابز بنیانگذار شرکت اپل

12 درس طلایی از استیو جابز بنیانگذار شرکت اپل

12 درس طلایی از استیو جابز بنیانگذار شرکت اپل

استیو جابز یکی از موفق ترین کارآفرین های نسل حاضر است. موفقیت او داستانی افسانه ای دارد. او پس از از 6 ماه از دانشگاه اخراج شد، و در کف اتاق دوستان خود می خوابید و بطری های خالی را جمع آوری می کرد و می فروخت تا ۵ سنت برای غذا بدست آورد. ولی او همه اینها را تحمل کرد تا اینکه بالاخره توانست شرکت اپل و همینطور شرکت انیمیشن پیکسار را بنا کند. در این مقاله می خواهیم نکته هایی که حاصل سالها تجربه است را از زبان این مدیر و کارآفرین موفق بیان کنیم. آنچه در این مقاله می بینید برای افرادی که می خواهند کسب و کار موفق و پر رونقی داشته بشند بسیار مفید خواهد بود.

آنچه را دوست دارید انجام دهید

عشق و علاقه واقعی خود را بشناسید. ببینید چه چیزی را دوست دارید عوض کنید یا چه چیزی را با شور و شوق می خواهید بسازید. تنها راه انجام کارهای بزرگ این است که عاشق کاری باشید که انجام می دهید.

متفاوت باشید، متفاوت فکر کنید

«دزد دریایی بودن بهتر از این است که به نیروی دریایی بپیوندید!» (منظور این است که در یک سیستم خشک انعطاف فکری خود را از دست می دهید.)

کار را با بیشترین کیفیت انجام دهید

در هر حرفه ای که هستید سعی کنید به بهترین شکل آن را انجام دهید. کمتر بخوابید. موفقیت تولید کننده موفقیت است. پس تشنه موفقیت باشید. بهترین افراد را با بیشترین علاقه استخدام کنید تا برترین باشید.

از آنالیز SWOT استفاده کنید

SWOT مخفف Strengths, Weakness, Opportunities and Threats به معنای تجزیه و تحلیل سازمان در شرایط قدرت و ضعف و شناسایی فرصت ها و تهدیدها برای آمادگی هر چه بیشتر است). به محض اینکه یک سازمان را بنیانگذاری می کنید یا در سازمانی مشغول به کار می شوید لیستی از قدرت ها و ضعف ها تهیه کنید و آن را روی کاغذ بیاورید. شک نکنید سیب های بد را از کمپانی بیرون بیندازید!

کارآفرین باشید

به اولین چیز بزرگی که در مرحله بعدی قرار دارد بنگرید. یک سری طرح و ایده آماده کنید که بوسیله آنها بتوانید به سرعت و قاطعیت عمل کنید و از این پنجره به دنیای جدیدتری پرواز کنید. بعضی مواقع اولین مرحله سخت ترین مرحله است. فقط عمل کنید. جرات داشته باشید از قلب خود الهام بگیرید.

کوچک شروع کنید، بزرگ فکر کنید

در آن واحد نگران همه چیز نباشید. برای شروع فقط تعداد کمی از کارهای ساده را انجام دهید.

بر روی محصول تمرکز کنید

مردم با کارایی شما درباره شما قضاوت می کنند. بنابراین روی محصول یا خروجی سیستم خود تمرکز کنید سعی کنید پیمانه ای برای کیفیت باشید. بعضی از افراد دیگر تحمل کیفیت پایین را ندارند. تبلیغ کنید. اگر محصول شما شناخته نشود فرصت فروخته شدن هم پیدا نخواهد کرد. به طراحی دقت کنید.
«ما دکمه های صفحه نمایش را آنقدر خوب ساخته ایم که گاهی هوس می کنید آن را لیس بزنید.»
«(البته) طراحی فقط ظاهر یا احساسی که ایجاد می کند نیست، بلکه درباره کارایی هم هست.»

سعی کنید در بازار پیشرو باشید

تکنولوژی های اولیه ای را که در حرفه خود لازم دارید صاحب شوید و کنترل کنید. اگر تکنولوژی بهتری در دسترس است از آن استفاده کنید مهم نیست کس دیگری از آن استفاده می کند یا خیر. اولین باشید. و آن را تبدیل به یک استاندارد در صنعت خود نمایید.

جویای بازخورد باشید

درباره نتیجه کار یا محصول خود از افراد با سوابق و تجربیات متفاوت پرس و جو کنید. هر کدام از آنها یک چیز مفید به شما خواهند گفت. اگر شما در بالای زنجیره مدیریت باشید بعضی از افراد می ترسند پاسخ مناسب بدهند. در این هنگام می توانید نظرات دیگران را به صورت غیر حضوری دریافت کنید یا از افراد دیگر بخواهید این کار را برای شما انجام دهند. توجه خود را معطوف نظرات کسانی بکنید که از محصول شما استفاده می کنند. «نخست به مشتریان گوش دهید.»

نوآوری داشته باشید

نوآوری یک رهبر را از یک پیرو متمایز می کند. تفویض اختیار کنید. اجازه دهید افراد کارا ۵۰% از کارهای روزمره و روتین شما را انجام دهند تا بتوانید این زمان را روی طرح ها، کالاها و خدمات جدید صرف کنید. برای اینکه بدانید اشتباه نمی کنید هزاران چیز را رد کنید یا به عبارت دیگر باید روش های زیادی را امتحان کنید و بسیار سعی کنید.

روی یک اختراع اساسی یا نوآوری مهم تمرکز کنید. افرادی را استخدام کنید که می خواهند کاری بزرگ و جهانی انجام دهند. شما به یک فرهنگ تولیدی قوی احتیاج دارید حتی اگر از برترین تکنولوژی استفاده می کنید. سازمان های زیادی هستند که تعداد زیادی مهندس و افراد باهوش دارند. اما در نهایت آنها به یک نیروی گرانشی احتیاج دارند تا همه این افراد را برای یک هدف به جلو براند.

از خطا و شکست بیاموزید

بعضی از مواقع هنگامی که نوآوری می کنید مرتکب اشتباهاتی می شوید. در این هنگام باید به سرعت اشتباهات خود را قبول کنید. و سعی کنید نوآوری های جدیدی همراه با بهینه سازی های لازم داشته باشید. (زمانی که تجربه یک اشتباه یا شکست را دارید وقتی دوباره سعی می کنید کافیست به علت شکست فکر کنید و ببینید چگونه می توانید عمل کنید که بهتر نتیجه بگیرید. و اگر متوجه نشدید شاید باید یکبار دیگر شکست بخورید تا متوجه اشتباه خود شوید! در این حالت می توانید روش خود را بهینه سازی کنید.)

پی در پی بیاموزید

همیشه یک چیز دیگر برای آموختن وجود دارد! برای ایده های جدید گرده افشانی کنید می توانید این کار را در درون یا خارج از سازمان خود انجام دهید. از مشتریان، رقبا و شرکای خود یاد بگیرید. اگر با کسی شریک هستید که از او خوشتان نمی آید سعی کنید او را دوست داشته باشید آنها را بالا بکشید و از آنها سود ببرید. دشمن خود را رو در رو نقد کنید اما این کار را صادقانه انجام دهید.

منبع: آفتاب (aftab.ir)

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اسفند 1389ساعت 19:59  توسط مرضیه خویه  | 

 10 قانون طلایی گوگل

مسئولین ارشد بخش کارمندان گوگل به یک نتیجه مهم دست یافته اند: «مهندسان و کارمندان مملو از علم ما انتظار دارند که به خاطر علمشان به آنها رسیدگی شود، نه اینکه صرفا یک کارمند رسمی ساعت 9 تا پنج باشد (nine to five)». این شناخت یعنی ما طوری به کارمندان خود خدمات دهیم که ماکزیمم کارایی خود را در ساعات کاری ارائه کنند.
شركت گوگل برای جذب هر کارمند کار آمد، ده استراتژی بسیار موثر برای خود دارد:


استراتژی اول: استخدام کمیته ای)

    هر کس خواهان استخدام در گوگل باشد باید حداقل با 6 نفر مصاحبه انجام دهد، هر مصاحبه یک بعد از فرد را پوشش می دهد و در نهایت فرد با نظر کمیته ناظر استخدام می شود. این استراتژی از اویل کار گوگل به کار برده شده و گفته می شود با وجود اینکه کمی پروسه استخدام را طولانی می کند، ولی به هر حال سود زیادی عائد گوگل شده است.


استراتژی دوم: حذف نیازهاي کارمندان)

    شركت گوگل تغذیه سالم، شستشوی ماشین، حمل و نقل با اتوبوس، ورزش، اتاقهای ماساژ، اصلاح و آرایش مو و خیلی دیگر از مواردی را که ممکن است کارمندان را مشغول خود کند، برای آنها تامین می کند. یک برنامه نویس باید برنامه بنویسد نه اینکه نگران اتو کردن کت وشلوارش باشد.

 

استراتژي سوم: جمع کردن همه در کنار هم)

    تمام پروژه های گوگل مبتنی بر تیم اجرا می شوند و کار تیمی یعنی باهم بودن. لذا در گوگل کارمندان برای اجرای پروژه معمولا در کنار هم هستند و نیازی نیست که زنگ بزنند يا ایمیل بفرستند. حتی مدیر عامل یکی از شعبات، اتاق خودش را با بقیه به اشتراک گذاشته بود و پیش برنامه نویسان حرفه ای می نشست و این را بهترین راه برای یاد گرفتن موارد تازه می دانست.


استراتژي چهارم: آسان ساختن همکاری)

    کارمندان هر هفته یکبار از فعالیتهای خود یک snippet یا یک یادداشت برای همه می فرستند. این به اشتراک گذاری می تواند همه كارمندان را از کارهای بقیه همكاران آگاه کند و گامی موثر در synch یا همسان سازی کار بحساب می آيد.

 

استراتژی پنجم: استفاده از یک شبکه داخلی)

    برای اطلاع رسانی به کارمندان یک وب داخلي تمام اطلاعات رو در بر دارد، مثلا اطلاعات پروژه ها، میزان پیشرفت آنها و … . حتی گوگل معتقد است یکی از عواملی که باعث شد جیمیل (Gmail) خیلی موفق بشود، این بود که این سرویس میل ماهها در خود گوگل بصورت داخلی بر روی شبکه در حال اجرا بود. این یعنی متخصصین گوگل فرصت کافی برای یافتن خطاها و اصلاح آنها را داشتند.


استراتژي ششم: تشویق خلاقیت)

    کارمندان گوگل می توانند 20 درصد از زمان خود را صرف کار بر روی پروژه های خود كنند. حتی یک نرم افزار در شبکه گوگل به عنوان جعبه پیشنهادات دائم در دسترس کارمندان است. کارمندان می توانند ایده های خود را در این جعبه نوشته و بقیه نیز می توانند برای آنها نظر صادر کنند یا آنها را رتبه بندی کنند. گفته می شود كه بسیاری از نوآوریهای گوگل از همین جعبه به دست می آید.


استراتژي هفتم: افراد بيشتر در تصميم گيري)

    گوگلی ها معتقند که “بیشتر، بیشتر از کمتر می داند”. این یعنی تصمیم گیری بر اساس نظر همه اجرا می شود. در گوگل مدیر عامل یک جمع کننده نظرات است نه صادر کننده رای. تصمیم گیری در گوگل اگرچه به این دلیل کمی طولانی می شود ولی در نهایت بهترین و عامه پسندترین رای ها صادر می شوند.


استراتژي هشتم: بدصفت نباشید)

این قانون و شعار گوگل است. در گوگل هیچکس صندلی پرت نمی کند و این یعنی بالا بردن صبر و احترام کارمندان نسبت به یکدیگر. بر خلاف بسیاری از شرکتها که یک سری از مدیران به زیردستان زور می گویند، گوگل محفل آزادی و آسودگی است.


استراتژي نهم: 
up-to-date بودن)

در هریک از زمینه هایی که گوگل به فعالیت می پردازد، تعدادی آنالیز کننده و متخصص دائم در حال جمع آوری اطلاعات به روز آن زمینه می باشند.

 

استراتژي دهم: خلق محیطی کاملا مناسب)

    با برگزاری مراسمی در روزهای جمعه تازه واردها به همكاران ديگر معرفی مي شوند. سوال و جوابهایی رد وبدل می شود و از کارمندان به نحو احسن پذیرایی می شود. این یعنی مدیران مجموعه کاملاً در جریان امور کارمندان قرار می گیرند. یک محیط کاملا محیا برای یک کار سرشار از اعتماد.


 توضیح من در مورد مطلب بالا:

البته نکته ای بسیار مهم آن است که مجموعه گوگل در بردارنده کارمندانی است که اگر چه کارمند هستند ولی هر یک از انها افرادی توانمند هستند که در زمینه کاملا تخصصی فعالیت می کند و در عالم مدیریت به آنها ادهوکرات می گویند( گروه کارشناسان و متخصصین ) که با رسمیت و رسمی سازی رابطه ای معکوس دارند یعنی بدلیل توانمندیهایشان ، رفتار سازمانها با آنها متفاوت تر و در کل آزادنه تر می باشد و معمولاً این افراد در سازمانهایی که دیدگاه مشارکتی دارند بیشتر حضور دارند و بازخورد آنها  در کارهای پروژه ای به مراتب بیشتر و بیشتر خواهد بود.  

 منبع:http://noori87.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اسفند 1389ساعت 19:51  توسط مرضیه خویه  | 

بهترين و بدترين نوآوری های گوگل در سالی که گذشت

گوگل وفناوری

گوگل غول بزرگ اينترنت و تکنولوژی جديد در سال ۲۰۱۰ تعداد زيادی از محصولات و ابزارهای جديد خود را به بازار عرضه کرد ولی تمام آنها با موفقيت و استقبال روبرو نشدند. وب سايت « پی سی ورلد» نگاهی دارد به ده مورد از اين محصولات جديد گوگل و هر يک را براساس درجه موفقيت آن در دو گروه « داغ» و يا «منفی» دسته بندی کرده است.

اتومبيل خودران گوگل- داغ اتومبيل خودران ممکن است ابزاری برای آينده های دور به نظر بيايد ولی شرکت گوگل در ماه اکتبر امسال تکنولوژی لازم برای ساختن چنين اتومبيل هايی را تکميل کرد و ثابت کرد که ساختن چنين اتومبيلی شدنی است. اين اتومبيل های خودران با استفاده از دوربين، رادارهای مسير ياب و چشم های الکترونيکی که با ليذر کار می کنند رفت و آمد و وجود اتومبيل ها و اشيا ديگر را تشخيص داده و با کمک نقشه الکترونيکی کاملی از سيستم راهيابی، مسير خود را تشخيص می دهند. شرکت گوگل می گويد اين نوع اتومبيل ها تاکنون مسافتی نزديک به سيصد هزار کيلومتر را طی کرده اند. شبکه تلويزيونی گوگل- داغ شرکت گوگل با راه اندازی شبکه تلويزيونی خود اعلام کرد که اين ابزار در حقيقت شيوه جديدی از به کارگيری تلويزيون است که در آن استفاده از تلويزيون و اينترنت ترکيب شده است. کاربران با تايپ کردن برنامه مورد نظر خود به اين تلويزيون هوشمند فرمان می دهند تا آن برنامه را از ميان شبکه های تلويزيونی موجود، وب سايت هايی مثل يوتيوب و برنامه های ضبط شده در حافظه اين دستگاه پيدا کند. علاوه بر اين می توان برنامه های مورد علاقه را در حافظه اين دستگاه ضبط کرد تا در هر لحظه امکان دسترسی به آن ساده تر شود. برخی از تلويزيون های جديد از اين پس با اين ابزار جديد ساخته خواهند شد و در غير اين صورت علاقمندان می توانند يک وسيله جداگانه خريداری کرده و با متصل کردن آن به تلويزيون قديمی از اين امکان بهره مند شوند. گوگل باز- منفی شرکت گوگل در ماه فوريه اين ابزار جديد را رونمايی کرد که کاربران با استفاده از جی ميل می توانند عکس، ويدئو، پيامک و لينک های مورد نظر خود را برای کاربران ديگر ارسال کرده و اين اطلاعات را با يکدیگر شريک شوند. اما به فاصله کوتاهی پس از رونمايی اين ابزار، گوگل به خاطر عدم توجه به رعايت حريم خصوصی و اطلاعات کاربران شديدا مورد انتقاد قرار گرفت. پس از چندين مورد دعاوی حقوقی، گوگل ناگزير شد کارکرد «باز» را به چهارچوب جی ميل محدود کرده و آن را در همان سرويس بگنجاند. گوگل ريپلی ( باز پخش)- داغ در سال های اخير شبکه پيام رسانی توئيتر به مهمترين ابزار انتقال اخبار و تفاسير تازه بدل شده است. در حوادث مهمی مثل زلزله هاييتی و يا عمليات نجات معدنچيان در شيلی توئيتر نقش مهم خود را به خوبی نشان داد. گوگل با الهام گرفتن از اين تحول شروع کرد به بايگانی کردن تمام پيامک های توئيتر و با اختراع اين ابزار جديد (ريپلی ) يا بازپخش اين امکان را فراهم کرد که هر کاربری بتواند براساس انتخاب موضوع و يا دوره های زمانی به تمام پيامک های بايگانی شده شبکه توئيتر دسترسی پيدا کند. اولويت در تفکيک ای ميل های دريافتی – داغ تشخيص اولويت و اهميت ای ميل های دريافتی برای کسانی که ای ميل زيادی دريافت می کنند يک کار وقت گير است. گوگل تابستان امسال ابزار جديدی را به جی ميل افزود که می تواند ای ميل های آشغال را از ای ميل های مهم تفکيک کرده و به کاربران کمک می کند تا روی ای ميل های مهم تمرکز کنند. هر کاربری با کليک کردن روی يکی از دکمه های مثبت و يا منفی در کنار ای ميل دريافت شده نشان می دهد که کدام يک از ای ميل ها برای وی مهم هستند و جی ميل به مرور زمان اولويت های آن کاربر را تشخيص داده و ای ميل های دريافت شده را بر آن اساس طبقه بندی می کند. گوگل ويو – منفی يکی از ابزارهای ناموفق گوگل در سال جاری گوگل ويو بود. اين نرم افزار جديد اينترنتی قرار بود به کاربران اين امکان را بدهد که در زمان واحد بتوانند با يکديگر در تماس باشند. اما در عمل انطباق آن با روش های فعلی کار گوگل ممکن نشد. وب سايت گوگل ويو هنو هم به کار خود ادامه می دهد ولی گوگل تصميم گرفت که آن را به عنوان يک سايت مستقل ارائه نکند. نمای خيابانی – داغ گوگل ابزار «نمای خيابانی» را در سال ۲۰۰۷ عرضه کرد ولی در آن زمان تصاويری که در اين برنامه وجود داشت به نمای خيابان های چند شهر آمريکا محدود بود. اما اکنون پس از گذشت سه سال اين ابزار تقريبا تمام هفت قاره از جمله قطب شمال و جنوب را پوشش می دهد. با استفاده از اين ابزار می توان از کوچه های شهرهای هند گرفته تا سواحل برزيل و حتی کوه های يخ قطب شمال و جنوب را ديد. تماس تلفنی با جی ميل – داغ کسانی که در ادارات کار می کنند بخش اعظم ساعات فعال روز را پشت کامپيوتر سپری می کنند. تابستان امسال گوگل ابزار جديدی را عرضه کرد که با استفاده از ميکروفون و بلندگوی کامپيوتر می توان با هر کسی روی شبکه جی ميل تماس تلفنی گرفت. تماس تلفنی با آمريکا و کانادا مجانی خواهد بود و در مورد کشورهای ديگر بسيار ارزان قيمت است. استقبال کاربران جی ميل از اين ابزار جديد بسيار مثبت بود. گوگل ريدرپلی – داغ کاربران در گذشته نيز می توانستند با استفاده از ابزار «گوگل ريدر» جستجوی خود روی اينترنت را تا حدی ارتقا دهند ولی معمولا نتيجه کار با اين ابزار هميشه يکسان بود و شايد سليقه گوگل در تشخيص منابع و مطالب به کاربران تحميل می شد. اکنون با استفاده از ابزار جديد «ريدرپلی» هر کاربری با مراجعه به مطالب مورد نظر خود روی اينترنت يک نوع سابقه ای از علائق و الويت های خود به جا می گذارد و بر آن اساس اين ابزار جديد در موارد بعدی کاربران را به سوی مطالب مشابه راهنمايی خواهد کرد. نکسوس وان – منفی دستگاه تلفن موبايل گوگل، نکسوس وان ، نتوانسته است مثل «آی فون» و يا «بلک بری» موفق شود. در همان دوره زمانی که شرکت اپل يک ميليون آی فون را فروخت تعداد فروش تلفن های موبايل گوگل فقط صد و سی پنج هزار دستگاه بود. در ماه ژوييه گوگل اعلام کرد که با پايان ساخت آخرين تلفن های موبايل، فروش آن در آمريکا متوقف شده و فقط در اروپا و کره جنوبی عرضه خواهد شد.

منبع:http://www.dayaan.com

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اسفند 1389ساعت 19:46  توسط مرضیه خویه  | 

چه نوع تبليغی موجب فروش می‌شود؟

marketing

marketing

ديويد اُگيلوی – ترجمه: كوروش حميدی، علي‌ فروزفر

من تبليغات را نه به عنوان سرگرمی يا نوعي هنر، بلكه به عنوان يك اطلاع‌رساني مي‌بينم. وقتي يك آگهي تبليغاتی را می‌نويسم، نمی‌خواهم بگوييد كه آن را خلاقانه می‌بينيد، بلكه دوست دارم آن را آن‌قدر جالب بيابيد كه محصول موردنظر را بخريد. وقتي اسكينيز سخنرانی می‌كرد، مردم می‌گفتند: “چقدر خوب سخنراني می‌كند”اما وقتی كه دموستنس سخنرانی می‌كرد، آنها می‌گفتند: “بيايد در برابر فيليپ بايستيم.” در كتابم با عنوان اعترافات يك مرد تبليغاتچی كه در سال 1963 منتشر شد، داستان چگونگی پيدايش شركت اگيلوی و ماثر و اصولی را كه موفقيت اوليه ما بر آن مبتني بود بيان كردم. آنچه كه زماني چيزي بيش از يك بوتيك تبليغاتي مبتكر در نيويورك نبود بعدها تبديل به يكي از چهار شركت بزرگ تبليغاتی در جهان با 140 شعبه در 40 كشور جهان شد. اصول ما به نظر كارا بود. اما من اينک پيرتر از آنم كه يک مجله فرانسوی مرا به عنوان تنها بازمانده از گروه مردانی كه به ظن آنها در خدمت انقلاب صنعتي بوده‌اند در كنار آدام اسميت، اديسون، كارل ماركس، راكفلر، فورد و كينز قرار دهد. آيا سن زياد، از كيفيت كار من برای نوشتن درباره تبليغات در دنيای امروز می‌كاهد؟ يا برعكس، اين امر به من كمك می‌كند تا حقايق جاودانی تبليغات را از روش‌های گذرای آن جدا كنم؟ هنگامی كه من مغازه‌ام را در سال 1949 در خيابان مدريسون برپا كردم، بر اين باور بودم كه قبل از بازنشسته شدن من، تحولات عمده‌ای در عرصه تبليغات رخ خواهد داد. تا حال، فقط يک تحول را می‌توان عمده خواند: تلويزيون به عنوان كاراترين رسانه برای فروش اكثر محصولات پا به ميدان گذاشته است. البته تغييرات ديگری نيز رخ داده‌اند و من بايد درباره آنها هم توضيح دهم. اما اهميت آنها از سوی صاحب‌نظراني كه در جست و جوی شيوه‌های نوين هستند با اغراق مطرح شده است. برای مثال، مفهوم تصوير نام تجاری كه من در سال 1953 آن را به عرصه افكار عمومی كشاندم واقعاً جديد نبود و كلود هاپكينز آن را 20 سال پيشتر مطرح كرده بود. به همين ترتيب، اصطلاح “انقلاب مبتكرانه” كه در دهه پنجاه به بيل بربناخ و خود من نسبت داده می‌شد به راحتي می‌توانست به آن. دبليو. آيرويانگ و رابيكم در دهه سي نسبت داده شود. در همين حال، بيشتر فنون تبليغات كه در زمان تأليف كتابماعترافات يك مرد تبليغاتچی” مؤثر بود امروز به كار می‌آيند.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اردیبهشت 1389ساعت 17:38  توسط مرضیه خویه  | 

ده فرمان بازاریابی


1- بیاموزید که از دید مشتری نگاه کنید. مانند مشتریانتان بیاندیشید. برخورد کل سازمان را در هنگام یک معامله از دید یک مشتری بررسی کنید. در این آنالیز حتی موارد جزئی مانند تعداد زنگهای تلفن قبل از برداشتن گوشی، میزان معطلی مشتری در جلوی باجه، میزان صحت سفارشات و محمولهها، تحویل بموقع کالا، میزان دقت و برخورد دوستانه کارمندان و نظایر آنها را در نظر بگیرید.

2- خود را یک کارآموز در امر سرویس دهی تلقی کنید. قبل از تصمیمگیری برای ایجاد تغییرات ببینید کدام شرکت در صنعت شما بهترین سرویسدهی را دارد؟ پس از آن استراتژی سرویسدهی خود را تدوین کنید. میخواهید چقدر خوب باشید؟ آیا تصمیم دارید بهترین باشید؟ در غیر اینصورت چه سطح سرویسدهی را میخواهید ارائه کنید و چقدر طول میکشد تا به آن سطح برسید؟ این کار چقدر هزینه در بر خواهد داشت؟ در هنگام ارزیابی هر برنامه جدید از خودتان بپرسید آیا این کار باعث بهتر شدن سطح سرویسدهی شما خواهد شد؟ اگر جواب مثبت است و آن کار نیز در حد استطاعت شما است انجامش بدهید.


3- از مشتریان بپرسید چه میخواهند؟ فقط به مطالعه شرکتهای دیگر اکتفا نکنید. با مشتریانتان نیز گفتگو کنید. از آنها بپرسید سرویسدهی شما چقدر بر آنها تاثیر گذاشته است؟ به آنچه مشتریانتان در مورد کسبوکار شما میگویند گوش فرا دهید. براساس آنچه شنیدهاید تغییراتی انجام دهید تا سرویسدهی شما بهتر شده و مطابقت بیشتری با نیازهای مشتریانتان داشته باشد. هنگامی که میخواهید خدمات متمایزی ارائه کنید همواره آماده باشید که نهایت سعی خود را بکار ببرید و یک گام جلو بروید. کم تعهد دادن و ارائه بیش از تعهد دو کلید اصلی موفقیت است.


4- سیاستهایی همسو با مشتری تدوین کنید. کارمندانی که در تماس مستقیم با مشتریان هستند همواره میدانند چگونه میتوان مشتری را راضی نگهداشت ولی متاسفانه آنها امکان مشارکت در تدوین سیاستهای شرکت را ندارند تا قادر به طراحی فعالیتهایی باشند که بیشترین میزان توجه به مشتری را باعث خواهد شد. تمام سیاستها و روشهایی را که سد راه سرویسدهی متمایز است بیرحمانه حذف کنید. قبل از اجرای سیاستهای جدید اطلاعاتی را که از مشتریان میگیرید بخاطر بیاورید. اگر مشتری اهمیتی برای این فعالیتهای جدید قائل نیست آنها را اجرا نکنید.


5- مشتریان را تشویق کنید که شکایت کنند. عدم وصول شکایت مشتری نشانه خوبی نیست. تنها 4% از مشتریان حاضرند وقتشان را صرف کنند تا اشکالات شما را به خودتان بگویند. بقیه تنها غرولند کرده و معامله با شما را متوقف میکنند.اگر هیچگاه به شکایات مشتریانتان گوش نکنید نمیتوانید ایراد گرفتن مشتریان را متوقف کنید. مشتریان را تشویق کنید به شما بگویند چه کارهای اشتباهی انجام میدهید. در هر تماس با مشتری از آنها بازخور بخواهید. مهم نیست خبرهای خوب بگیرید یا بد. شما نیاز دارید بطور مداوم بدانید مشتریانتان در مورد شما چه تصوری دارند.


6- کارکنانتان را آموزش دهید. چگونه انتظار دارید کارکنانتان بدون آموزش مناسب قادر باشند سرویسهای برتر و متفاوت با بقیه ارائه دهند یا با مشتریان خشمگین مواجه شوند؟ مطمئن شوید که تمام کارکنانی که مسئولیت تماس با مشتریان را دارند آموزشهای لازم را دیده و برای حفظ مهارتهایشان در دورههای بازآموزی نیز شرکت میکنند. به کارکنان اختیارات لازم جهت رسیدگی به شکایات مشتریان را بدهید. آنها نیاز به قدرت دارند. اگر لازم باشد برای هر موضوع کوچکی از مدیرشان اجازه بگیرند هرگز قادر به ارائه خدمات برتر و متفاوت با بقیه رقبا نخواهند بود.

7- سرویس دهی عالی را یک الزام روزانه بدانید. هیچ جادویی برای سرویس دهی عالی وجود ندارد. این مسئله وقتی به تحقق میپیوندد که آنرا هر روز در دستور کار خود قرار دهید. سرویسدهی عالی با تمرین و ممارست بدست میآید. بدین دلیل است که شرکتهایی که حقیقتا سرویسدهی مشتری محور ارائه میکنند خود را هر روز وقف مشتری میکنند.


8- فرهنگ بهبود مستمر را پرورش دهید. همواره از سطح سرویسدهی خود ناراضی باشید. قبول کنید که خدمت رسانی به مشتریان وظیفه تمام کارکنان است. پس از آن تمام کارکنان را درگیر یافتن راههایی برای بهبود وضعیت سرویسدهی کنید. سرویسدهی به مشتریان داخلی سازمان نیز به اندازه مشتریان خارجی اهمیت دارد. اگر شما به واحدهای داخلی شرکت اجازه سرویسدهی ضعیف به مشتریان داخلی را بدهید چگونه میتوانید انتظار سرویسدهی عالی به مشتریان خارجی را داشته باشید ؟

9- در رابطه با عملکرد خود الگو برداری کنید. قبل از ایجاد تغییر نبض سیستم خدمات رسانی را بگیرید. از قدیم گفتهاند چیزی را که نتوان اندازه گرفت نمیتوان مدیریت کرد. اگر یک معیار سنجش نداشته باشید نمیتوانید میزان پیشرفت سطح سرویسدهی را اندازه بگیرید.

10- به نتایج حاصله پاداش داده و موفقیتها را جشن بگیرید. فعالیتهای کارکنان در این زمینه را اجر بنهید. پاداشها و قدردانی را به نتایج پیوند بزنید. احساس موفقیت و اشتیاق به بهبودی را جشن بگیرید. افراد را تشویق کنید که همواره از وضع موجود ناراضی بوده و تمام آنها باید درگیر رفع موانع موجود در راه خدمت رسانی عالی باشند.

منبع: روزنامه تفاهم / سايت مقالات علمي ايران

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اردیبهشت 1389ساعت 17:37  توسط مرضیه خویه  | 

آشنائی با مفهوم تبلیغات در نقطه خرید

Point Of Purchase

Point Of Purchase

عبارت تبلیغات در نقطه خرید(Point Of Purchase) به اختصار پاپ (POP) نامیده می‌شود.

صنعت تبلیغات طیف گسترده‌ای از شرکت‌های تولیدی، مونتاژ، طراحی و نمونه‌سازی، چاپ، انبارداری، توزیع و نصب تجهیزات تبلیغ‌گری تا سایر حرفه‌های مربوط به تفریحات را در بر می‌‌گیرد. تبلیغات در نقطه خرید در ابتدا به خاطر ماهیت منطقه‌ای و خرد آن، رابطه ضعیفی با تبلیغات به معنای اعم آن داشت.

تبلیغات در نقطه خرید طی سال‌های اخیر رشد یکنواختی را تجربه کرده و این امر مرهون تلاش‌های انجمن تجاری بین‌المللی تبلیغات در نقطه خرید POPAI است که به‌طور مشخص بر پیامی تحت عنوان “سه‌چهارم” تأکید دارد و این تأکید به این معنی است که سه‌چهارم تصمیمات مشتریان برای خرید کالا یا خدمت در نقطه خرید شکل می‌‌گیرد.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اردیبهشت 1389ساعت 17:36  توسط مرضیه خویه  | 

5 نکته برای نوشتن یک شعار تبلیغاتی موفق

 

شعارها عبارت های به یاد ماندنی هستند که همراه لوگوی شرکت یا در تبلیغات استفاده می شوند.

ادعا می شود که ابزار موثری برای جلب توجه به یک یا چند جنبه از محصول یا برند می باشند.

اما شما چند وقت یک بار عبارتی مثل "در خدمت شما از سال 1340" یا بقیه شعارهای قوطی شده را در زیر یک لوگوی با طراحی زیبا می بینید؟

برندها

گام اول اینست که آیا به یک شعار نیاز دارید یا نه. اگر یک لوگو دارید پس تقریباً درگیر برند سازی محصول یا سازمان خود شده اید.

اگر این گام را برداشته اید پس باید یک شعار را در نظر بگیرید.

این بسته به تصویری دارد که می خواهید از خود نشان دهید. اگر می خواهید مشتری های سامانی بزرگتر را جذب کنید, برندسازی اهمیت بیشتری پیدا می کند.

آنها می خواهند ببینند که شما به اندازه ی خودشان در مورد محصولاتتان جدی هستید.

مدل تجاری شرکت شما سطح برند سازی را تعیین می کند. اگر می خواهید به مرحله بعد بروید, این نقطه ی شروع خوبی است.

 

1. از لوگو شروع کنید

اگر برند شما هنوز لوگو ندارد, اول باید از آن شروع کنید. یک شعار به همراه لوگو هویت برند را ترویج می کند.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389ساعت 23:3  توسط مرضیه خویه  | 

مطالب قدیمی‌تر